نوشته‌ها

download

اصول علمی طراحی پرسشنامه- بخش اول

اصول طراحی پرسشنامه بر سه حوزه علمی زیر متمرکز است، اولین حوزه به جمله بندی سوال‌ها بر می‌گردد. دومین حوزه به نحوه ی طبقه بندی، مقیاس گذاری و کدگذاری پاسخ ها بعد از برگشت پرسشنامه ربط پیدا می کند و سومین حوزه به ظاهر کلی پرسشنامه مرتبط است. هر سه حوزه ذکر شده در طراحی پرسشنامه حائز اهمیت‌اند زیرا میتوانند سو گیری ها را در پژوهش حداقل کنند. در این نوشته حوزه اول یعنی جمله بندی مطرح خواهد شد. جمله بندی به چهار عامل اصلی تقسیم بندی میشود.

الف) محتوا و هدف پرسش: ماهیت متغیرهای موردنظر، برای انعکاس در پرسش ها(احساسات ذهنی یا واقعیت های عینی) تعیین کننده ی نوع پرسشهایی است که پرسیده خواهد شد. اگر متغیرها ماهیتی ذهنی دارند یا زمانی که باورها، تصورات و نگرشهای پاسخ دهنده مورد سنجش قرار میگیرد، پرسش های مورد سوال باید ابعاد و مولفه های مفهوم را انعکاس دهند. جاهایی که متغیرهای عینی نظیر سن و تحصیلات پاسخ دهندگان مورد نظرند، یک سوال راهنما میتواند مناسب باشد. بنابر این، هدف هر سوال باید به دقت مورد توجه قرار گیرد، طوری که متغیرها به طور کامل مورد سنجش قرار گیرند و با این وجود سوال های غیر ضروری پرسیده نشود.

ب) جمله‌بندی پرسشنامه: زبان مورد استفاده در پرسشنامه باید متناسب با سطح درک پاسخ‌دهندگان باشد. انتخاب کلمات میتواند به سطح تحصیلات پاسخ دهندگان، اصطلاحات، واژه های معمول و مرسوم در فرهنگ و چارچوب فکری مرجع آنها متکی و وابسته باشد. اگر برخی از سوال ها به وسیله پاسخ دهنده درک نمیشود یا به طور متفاوت و مختلف تعبیر و تفسیر می گردد، پژوهشگر پاسخ های نادرست و غلط دریافت میکند لذا پاسخ ها دچار سوگیری خواهند شد.

ج) نوع و شکل پرسش ها: نوع پرسش به باز یا بسته، بستگی دارد. شکل پرسش، اشاره به این دارد که پرسش ها به صورت مثبت یا منفی جمله بندی شوند.

  • سوال‌های باز در برابر سوال‌های بسته. سوال‌های باز به پاسخ دهنده اجازه می‌دهد به هر نحوی که دوست دارد، پاسخ دهد. برعکس، یک سوال بسته از پاسخ‌دهندگان می‌خواهد تا از میان گزینه های ارایه شده به وسیله پژوهشگر یک را انتخاب کند. سوالهای بسته به پاسخ دهنده کمک میکند تا با انتخاب گزینه ای از میان چندین گزینه، تصمیم های سریع اتخاذ کند. همچنین به پژوهشگر کمک میکنند تا اطلاعات دریافتی را برای تحلیل های بعدی کدگذاری کند. گزینه ها باید جامع و مانع باشد. اگر سوال‌ها با هم تداخل کنند یا همه ی گزینه ها کامل نباشند، پاسخ دهندگان ممکن است گیج شوند و فرصت اتخاذ تصمیم های سریع از دست رود.
  • سوالاتی که به صورت مثبت و منفی جمله بندی شده اند. بجای عبارت‌بندی همه پاسخ ها به صورت مثبت پژوهشگر بایستی برخی از سوالها را به صورت منفی جمله بندی کند. این امر تمایل پاسخ دهندگان به پاسخ دادن ماشینی‌وار به سوال ها تا آخر را حداقل می کند.
  • پرسشهای دوبخشی. پرسشهایی‌اند که از دو قسمت تشکیل شده و هر قسمت پاسخ های احتمالی مختلفی دارد. از چنین پرسشهایی باید پرهیز شود و در عوض باید دو یا چند پرسش مجزا پرسیده شود.
  • پرسشهای مبهم. حتی پرسشهایی که دو بخشی نیستند ممکن است، به صورتی جمله بندی شوند که پاسخ دهنده معنای واقعی آنها را نداند. پاسخ به سوالات مبهم ایجاد سوگیری میکند، طوری که پاسخ دهندگان ممکن است چنین موضوعاتی را در پرسش نامه به طور متفاوت تعبیر و تفسیر کنند. بنابراین نتیجه پژوهش مجموعه ای است ترکیبی از پاسخ های مبهمی که پاسخ های سوال را به طور صحیح و دقیق، انعکاس نداده است.
  • پرسشهایی که مستلزم رجوع به تجارب گذشته است. برخی از پرسشها ممکن است پاسخ دهندگان را ملزم به یادآوری تجارب گذشته که در ذهنشان مبهم و نامعلوم است، کند. پاسخ به چنین پرسشهایی ممکن است ایجاد سوگیری کند. برای برخی از این دسته از سوالات میتوان از اسناد و مدارک استفاده کرد.
  • پرسشهای هدایت کننده. پرسشها را نباید به گونه ای جمله بندی کرد که پاسخ دهنده را به دادن پاسخ هایی که پژوهشگر دوست دارد یا ممکن است خواهان آن باشد راهنمایی کند.
  • پرسشهای دارای بار عاطفی. نوع دیگر سوگیری در پرسش ها زمانی اتفاق می‌افتد که به روشی احساسی جمله بندی شوند.
  • عرف جامعه. سوال ها نباید طوری جمله بندی شوند که پاسخ دهندگان پاسخ هایی را انتخاب کنند که عرف جامعه آنها را می پذیرند.
  • طول پرسشنامه. افراد پرسش های ساده و کوتاه را نسبت به پرسش های پیچیده و طولانی ترجیح می‌دهند. به عنوان یک قاعده معمول، یک پرسش یا یک جمله در پرسش نامه نباید از بیست کلمه یا یک سطر کامل تجاوز کند.

د) توالی پرسشها: توالی پرسشها در پرسشنامه باید طوری باشد که پاسخ دهنده از سوالهای کلی به سوالهای جزئی تر و از سوالهای ساده به دشوار، سیر پاسخ دهی را طی کند. این روش از کل به جزء نامگذاری گردیده که حرکت آرام و گام به گام پاسخ دهنده در مسیر پاسخ دادن به سوال ها در پرسشنامه را تسهیل می کند. حرکت از پرسشهای کلی به پرسشهای جزئی و خاص به این معنا است که ابتدا از پاسخ دهنده سوالهایی از ماهیت کلی مرتبط به سازمان پرسیده شود و آنگاه سوالهای دقیق تری در مورد شغل یا واحدی خاص مطرح شود. پرسشهای آسان ممکن است به موضوعاتی مرتبط شود که مستلزم تفکر زیاد نیست، پرسش های دشوارتر ممکن است مستلزم تفکر، قضاوت و تصمیم گیری باشد.

 روش شناسی پژوهش کمی در مدیریت: رویکردی جامع. حسن دانایی فرد، مهدی الوانی، عادل آذر. صفار، 1387.